ناصر الدين شاه قاجار
95
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
مىنشيند . آتشبازى زياد حاضر كرده بودند شهر را هم چراغان كرده بودند . بسيار تماشا داشت كشتىها و . . . چراغان بود . اما گفته بودم كه هر وقت شيپور زدند ، آتش بازى بكنند . در بين اول شام خوردن ، يك بار بىخود آتشبازى كردند . هيچ تماشا نكردم . بسيار جر آمدم . خيلى هم طول كشيد ، آتشبازى . زنها هم بالاى بام تماشا مىكردند . من نرفتم . بعد خوابيدم اطاقهاى اينجا قدرى بوى گچ مىدهد . سردرد مىآورد . . . enis نوشتم بنائى قديم در مقابل قصر ناصرى است كه مىگويند مسجد براسا اما اين مسجد براسا نيست . بنائى است از عمارات خلفاى عباسى ، مىگويند چندى هم مجلس امام موسى كاظم بوده است . چهارشنبه بيست و نهم [ شهر شعبان ] امروز صبح از خواب برخاستم ناهار را منزل خوردم . بعد لباس رسمى [ پوشيده ] نشان حمايل . . . آپيت الماس و شمشير و . . . زده ، شش ساعت به غروب مانده ، سوار قايق كوچكى از آنجا به كشتى بخار كوچك بدى ، سوار شديم . مشير الدوله ، والى پاشا ، پيش ما بودند . وزير خارجه حسام السلطنه و . . . در قايق ديگر ، قدرى رفتيم . از زير آثار قديم كه گفتند ، از قصور خلفاى عباسى ، و چندى هم مجلس امام موسى كاظم عليه السلام بوده است ، كنار شط بود ، از محاذى او گذشته ، رفتيم به خشكى سوار كالسكه شدم . معير و . . . همه بودند . ديشب از دزدان اعراب و . . . از اسباب كالسكه خانه بردهاند . از چادرهاى صارم الدوله كه در كاظمين است ، دزدى كردهاند . او دزدها را گرفته بود . چادر قوشچى باشى را بردهاند . او هم دزد را گرفته بود . خلاصه راه كالسكه را هم خوب ساختهاند . قدرى رفتيم دست چپ مسجد براسا بود محوطه ديوارى و مسجد كوچكى « 1 » دو نخل خرماى چركين گردآلود [ 342 ] . جلو سر در مسجد ، قبر معروف كرخى هم آن طرف مسجد براسا است كه بغداد كهنه را هم كرخه مىگويند گويا به اين مناسبت [ است ] قدرى رفتيم . از دم باغ حاجى ميرزا هادى ، مىرفتيم كه باغ طولانى است . درخت خرماى زيادى دارد . اطراف هم خرما نخل زياد بود . راه گردو خاك غريبى بود . از بغداد يعنى از منزل ما الى كاظمين يك فرسنگ راه است خلاصه نزديك شديم به قصبه كاظمين ، اردوى معير هم در صحرا نزديك به كاظمين افتاده بود .
--> ( 1 ) . اصل : مسجدى كوچكى